هنر پیشه 2

نظر من یه ذره طولانی بود و ترجیح دادم با اجازه از خانم عرب دوباره تو صفحه اصلی بنویسم.

جالب بود. نظرات جالبی که دوستان در مورد کار گلشیفته دادن جای بحث داره ولی چند تا نکته هست که دوست دارم نظرات دوستانم رو راجع بهشون بدونم...

۱) در این مورد روی صحبتم با نگار خانم عربِ. خانم عرب گلشیفته فراهانی یه بازیگره و بعنوان یک حرفه ای پا به خارج از مرز گذاشت. من از شما سوال میکنم که اگر به یه سفر کاری به خارج از کشور بری روسریت رو بر میداری؟!! من جواب این سوال رو میدونم! "نه". چون تو اخلاق حرفه ای داری و حرفه ات رو بخاطر کاری که با انجامش حرفی رو نمیخوای بگی خراب نمیکنی. حالا باید دید که خانم فراهانی می خواسته با برداشتن حجابش حرفی رو بزنه یا فقط طبق عقایدش رفتار کرده باشه. اگه حرفی واسه گفتن داشت که خوب گفت ولی اگر نداشت بنظر من اشتباه کرد و حرفه ای عمل نکرد.

۲) من فکر نمی کنم راه رسیدن به قله های رفیع پیشرفت اون هم در عرصه ای مثل هالیوود اینقدر هم راحت و سهل الوصول و با بازی کردن در یک نقش مکمل حاصل بشه. خودمون رو گول نزنیم. یا بخاطر بازدید بالای ایرانیها از سایت مربوطه (که همیشه تو هر زمینه ای مثل فنر نگه داشته میشیم و با هر حرکت کوچیک و بزرگ برون مرزی به شدت میپریم بالا) و یا بخاطر سیاست های پشت پرده صاحبان هالیوود و سیاستمداران فرقی نمیکنه. بیایید هیچی نگیم و صبر کنیم تا ببینیم این عزیز هنرمند جایگاهی که به نظر ما لایقشه رو فتح میکنه یا نه.

۳) نکته آخر دردیست که هممون به نوعی اون رو حس میکنیم. حالا با رفتن میترا حجار به خارج از کشور با ظاهری که شاید سالها دوست داشت با اون ظاهر جلوی چشمای حیرت زده ایرانیها حاضر بشه این کابوس رو که نتیجه نبود حق انتخاب تو بعضی امور تو این کشوره بدجوری به حقیقت نزدیک میکنه. این یکیشه. انتخاب رشته تحصیلی، شغل، ماشین، خونه، شهر محل زندگی و ... از نمونه های دیگست. به قول پرویز خان پرستویی اینقدر آدم رو با زور و فشار میکنن تو بهشت تا از اون ور جهنم برنه بیرون.

شما چی میگین؟

هنرپیشه


چند وقتیه که های و هوی ایفای نقش گلشیفته فراهانی در فیلم body of lies به گوش میرسه. فیلمی به کارگردانی ریدلی اسکات و با بازی لئورنادو دی کاپریو و راسل کرو .....اگر در اینترنت جستجو بکنید خبرها و تفسیرهای زیادی در این مورد میبینید.
دیشب یک ایمیل برام اومد حاوی این خبر که گلشیفته فراهانی در صدر 10 هنرپیشه برتر هالیوود قرار گرفته ، راستش من باور نکردم ولی وقتی به سایت www.hollywood.com مراجعه کردم متوجه شدم که این موضوع حقیقت داره . این صدرنشینی مرهون تعداد بازدیدهای بیشمار مردم از عکس های گلشیفته در این سایت هست.
چیزی که توجه من رو جلب کرد نظراتی است که در ارتباط با گلشیفته در این سایت قرار داده شده است. بسیاری از هموطنان ما گلشیفته رو تحسین و ستایش کردند اما برخی از هموطنان ما احساساتشون از اینکه گلشیفته بدون حجاب در این فیلم و در جشن نمایش فیلم ظاهر شده، جریحه دار شده و نظراتشون حاوی انتقاد و بعضا فحش به ایشون هست.
به نظر شما کار گلشیفته تحسین برانگیز است یا اینکه جای انتقاد دارد؟

سلام


سازمان ملل حركت جديدی را برای كمك به كودكان فقير و گرسنه جهان شروع كرده است كه بر اساس آن به ازای هر كليك روی يك سايت معرفی شده، به يك كودك گرسنه در جهان غذای رايگان می‌رسد

در اين برنامه ، كاربران با مراجعه به سايت اينترنتی http://thehungersite.comبر روی دكمه زرد رنگ بالاي صفحه كليك كرده و به اين ترتيب به ازای هر كليك، كمپانيهای اسپانسر هزينه يك وعده غذای رايگان را براي کودکان تقبل مي کنند.
این سیستم بر اساس اینکه شما مدتی را در سایت آن اسپانسر ها بوده اید و از سایت آنها دیدن کرده اید کار می کند.
در دنیای تکنولوژی و بیرحم امروزی شاید یک کلیک تنها کاریست که ما می توانیم برای کمک به کودکان معصوم و گرسنه سرتاسر دنیا انجام دهیم.
بالاي سايت 6 قسمت داره
زرد: در اين قسمت با هر كليك 1.1 پيمانه غذا به فقرا ميدن
صورتي : در اين قسمت با هر كليك 1 ماموگرام رايگان براي خانمهايي كه احتمال سرطان سينه دارن ميدن
آبي : با كليك روزانه در اين قسمت به سلامت يك كودك كمك مي كنيد
قرمز: با كليك در اين قسمت به آموزش يك كودك با هديه يك كتاب كمك مي كنيد
سبز: با كليك در اين قسمت مي توانيد در ايجاد جنگل همكاري كنيد
بنفش: شما با يك كليك در اين قسمت از نجات دهندگان حیوانات گرسنه يا در حال انقراض خواهيد شد

سیاه یا سفید

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده . توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره:

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم و تو، آدم سفید وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی و وقتی می میری، خاکستری ای و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

چرا کار کردن بلد نیستیم؟

از وقتی که سر کار جدید اومدم کار کردن همکاران برام خیلی جالبه. تازه الان می فهمم که وقتی میگن که تو ایران کار مفید کمتر از یک ساعت هستش یعنی چی؟

صبح ساعت ۸ که ساعت کاری شروع میشه ابتدا صبحانه مخفیانه( چون خوردن صبحانه ممنوع هستش) و بعد از او گردهمایی های ۲ یا ۳ نفره دوستان. وقت چایی صبح. یه کم کار و راس ساعت ۱۲ خیل عظیم مشتاقان به سمت سلف ناهار تا ساعت ۲( وقت ناهار و نماز نیم ساعت) بعد از اون منتظر خوردن چایی بعد از ناهار. میشه ساعت ۳. یک ساعت یه کم کار(در حد ۱۵ دقیقه). از ساعت ۴ هم همه منتظر ساعت ۵ که برن خونه.

البته خوب یه روزایی هم واقعا کار زیاده. و کسایی رو که یه کم بیشتر کار می کنن متهم به خود شیرینی می کنن.

در طول روز  یک سری افراد هم هستند که دنبال زیراب زنی هستند و .....

این شرح حال بیشتر شرکتهای ایرانی شده. چه دولتی چه خصوصی

چه میشه کرد؟؟

طریقه درس خواندن در دانشگاه های ایران

 

f3su4o

شروع ترم

2vuc754

یک هفته بعد از شروع ترم

2anww4

دو هفته بعد از شروع ترم

2q8rivq

قبل از میان ترم

143fjty

در طول امتحان میان ترم

20959mr

بعد از امتحان میان ترم

344cd5l

قبل از امتحان پایان ترم

ehesxt

اطلاع از برنامه پایان ترم

9r3q8i

7 روز قبل از پایان ترم

122osw6

6 روز قبل از پایان ترم

ogjree

5 روز قبل از پایان ترم
iy0hkz

4 روز قبل از پایان ترم

167429v

2 روز قبل از پایان ترم

2lj6nna

1 روز قبل از پایان ترم

xm1xe8

شب قبل از امتحان
iwrdwy

1 ساعت قبل از امتحان

69j7yx

در طول امتحان

4hqjar

هنگام خروج از سالن امتحان

20959mr

بعد از امتحان

چادر مشکی یا رنگی مسئله این است

امروز در  گروه خبات زحمت کشیده بود و ایمیلی رو فرستاده بود که متن اون درباره پوشیدن چادر رنگی خانمها بود و این موضوع که خانها به جای کار کردن بشینن خونه و بچه بزرگ کنن.

این صحبتها برای من علامت سوال بزرگی رو تو ذهنم به وجود آورد. یعنی با پوشیدن چادر رنگی خانمها تفرقه ایجاد بشه. اتحادی که ناشی از پوشیدن چادر مشکی اگر هم بر فرض وجود داشته باشه  چقدر دوام داره؟

نکته دوم اینکه خانمها چرا باید بشینن تو خونه؟ که بچه بزرگ کنن؟ پس تکلیف این همه درس خوندن چی میشه؟آد با این حرفها به یاد حدودا ۱۰۰ سال پیش میافته.

به نظر من سطح بلوغ فکری خانواده ها اینقدر بالا رفته که اولا برای بچه دار شدن برنامه ریزی داشته باشن و خانومها هم اینقدر برای خانوادشون اهمیت قائل هستند که تعادل مناسبی رو بین فعالیتهای بیرون از خونه و داخل خونه برقرار کنن.

آقایان هم بهتره که به جای اینکه در مورد زندگی مردم صحبت کنن به فکر وضع اقتصادی مردم باشن که مرد و زن باید هر دو کار کنن که بتونن از پس این اوضاع بر بیان.

کلا من الان خیلی شاکی هستم 

دوستی گلی است

دل من دیر زمانی است که می پندارد

دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفر و ناز
ساقه ترد و ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آنکه روا میدارد
جان این ساقه نازک را
دانسته
بیازارد

در ضمیری که ضمیر من و توست
از نخستین دیدار
هر سخن هر رفتار
دانه هائی است که می افشانیم
برگ و باری است که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش (مهر)است
گر بدانگونه که بایست به بار آید
زندگی را به قشنگترین چهره بیاراید
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف
که تمنای وجودت همه او باشد وبس
بی نیازت سازد از همه چیز و همه کس

زندگی گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست

در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید کرد
رنج می باید برد
دوست می باید داشت

با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از یاری غمخواری
بسپاریم به هم
بسرائیم به آواز بلند
شادی روی تو
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه
عطر افشان
گلباران باد

فریدون مشیری

برای تمام دوستان هشتادی به این امید که همیشه دوستی هامون پا برجا باشه

مانیفست زندگانی

همه ما در انتخاب مسیر و جهت زندگی مختاریم واون رو بر اساس علاقه مان انتخاب میکنیم اما یه سری از آدم ها هستند که مسیر زندگیشون رو در خدمت کمک به هم نوع قرار میدن و شاید یه وقتایی بیش از توانشون تو این مسیر خرج میکنن.اینجور آدم ها زیاد نیستند چه آنکه اگر تعدادشان زیاد بود الان وضع دنیا خیلی بهترمی شد.

من خودم به دلیل توان کم وظرفیت ناچیزم نمی تونم اینجوری باشم اما فکر کردم که میشه حداقل شکر گزار دوستانی بود که تو این مسیر قدم میزارن که درتعالیم دینی ما بسیار تاکید شده" من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق"

بعید میدونم شما ایشون رو بشناسین

عکس زیر خستگی ایشون رو نشون میده که غذای چرب وچیلی رو ول کردن وقدری کم خوابیشون رو جبران میکنن

دکتر حسن قلی پور یه فرصت کاری برای خانم های رشته بازرگانی معرفی کرده. گویا سازمان کشتیرانی به کارشناس (یا ارشد) بازرگانی نیاز داره.

اطلاعات من در همین حده. اگه کسی علاقه داشت به من بگه لطفا.

موفق باشید.

مرغ سحر

امروز که مطلب نگار را با این عنوان دیدم یاد سحرم افتادم که مدتی خاموش شده و دیگه از اون مطلب های زیادش خبری نیست

اخه سرش خیلی شلوغ شده

سحرم یادت نره ما منتظر اون شعر های خودت هستیم که قرار تو کتاب سومت چاژ بشه!!!!!!!

قصه مرغ سحر

مراسم بزرگداشت حافظ

موسسه خیریه پیام امید در راستای رسیدن به اهداف خیرخواهانه و همچنین برای بزرگداشت عارف نامی ایران حضرت حافظ، برگزار میکند:

قصه مرغ سحر

بزرگداشت حضرت حافظ

پنج شنبه ۱۸ مهر - از ساعت ۱۷ الی ۱۹

خیابان استاد نجات اللهی - خیابان ورشو - سالن مرکز همایش های شهرداری

تمامی عواید این مراسم صرف امور خیریه خواهد شد.

از دیدن دوستان هشتادی خوشحال میشیم

سلام

از همتون تشکر می کنم بابت این همه لطف و خوش آمدگویی.

نمی خواستم سه تا مطلب امروز بفرستم. باید ببخشید. برای من پیغام "بازگشت" می زد. ولی امشب که وبلاگ رو چک کردم دیدم هر سه تاشو گذاشته.

اینم برای دوتایی ها (زوج-غیرزوج-در آینده زوج...)

اتل متل ستاره/گلم دوسم نداره/نه اس ام اس نه یک زنگ/ دلم شده تنگ تنگ. اتل متل آسمون/من بد و تو مهربون/تو مثل گُل من از گِل/ من زشت زشت تو خوشگل. اتل متل یه خورشید/کی از دلت منو چید؟/ این همه دوری از من/ کی این روزا رو می دید؟. اتل متل خدافظ/ خوندم تو فال حافظ/ نگات شده سرد سرد/ جدایی پرپرم کرد

15 مهر

 

Go to fullsize image

امروز ۱۵ مهرُ روز بخشایش و دوستی از جشن مهرگان در ایران باستان است. بهترین دوستانمان را پاس می داریم.

خواجه عبدالله انصاری

الهی! ای صورتگر چهره های گلگون وای بخشنده ی عشق به سینه های مجنون ای آفریننده ی طبایع موزون که انسان را رفعت بخشیده ای بر بلندای گردون ما را از سقوط در دره ی شیطان نگه دار . ای مهرآفرینی که مهرت از درک آفریده هایت بیش است و افزون و بیرون! 

روی ماه خداون رو ببوس

عزیز می گه "مردها هر قد هم که بزرگ بشن و باسواد بشن و پول دار بشن اما باز هم مثل بچه ها هستند. زود قهر می کنن زود پشیمان می شن و زود هم آشتی می کنند. ممکنه جلو زن ها چیزی نگن اما تنها که شدند شروع می کنند به بغض کردن. می گه به همین خاطره که کسی گریه مردها رو نمی بینه. عزیز می گه زن ها هر قدر هم که کوچیک باشند اما مادرند. پناه مردها هستند. حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند."

نامه‌های بدون نشانی

چیزهایی که به کسی نمی‌گی. فکرهایی که وزن دارند و رسوب می‌کنند. سنگین و بی‌حرکتت می‌کنن. جای فکرای تازه‌تو می‌گیرن و فاسدت می‌کنن. اگه حرف نزنی تبدیل به یه زباله‌دونی از فکرای کهنه می‌شی.

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد.

سلام به همگی دوستان:

نماز و روزه هاتون قبول!....نمی دونم خبر دارید یا خیر؟! ...ولی مریم شوخی شوخی امسال کنکور دکترا شرکت کرد و جدی جدی قبول شد!!!....خلاصه پایان نامه هه رو هم یه جوری سرو ته اش رو هم آورد! و رفت دکترا....خواستم از هم اینجا بهش تبریک بگم و یادآوری کنم که سور قبولی فراموش نشود.(درغیر این صورت فقط باز از همین جا تبریک میشنوه!)...راستی اگر کسی از اسامی بقیه قبولی ها هم باخبره مارو بی خبر نگذاره....موفق باشید

 

تظاهرات منچستري

Image and video hosting by TinyPic

همیشه وقتی خبر تظاهرات کشورهای دیگر بر علیه آمریکا را در تلویزیون می شنیدم، چندان باورم نمی شد، ولی دیروز با آمدن گوردون براون به منچستر اتفاقی افتادکه این روز را به یکی از خاطرات جالب من در اینجا تبدیل کرد. چند روز پیش وقتی داشتم در مرکز شهر راه می رفتم ، دیدم که تعدادی از جوانان انگلیسی جمع شده و پشت بلندگو به بوش بد و بیراه می گویند و از ایران ،عراق و افغانستان حرف می زنند. نزدیک شدم. یکی از آنهااز من پرسید که آیا با این سه کشور آشنایی دارم یا نه ؟ نمی دانم واقعا نفهمید که من ایرانی هستم یا خودش را به آن راه زد.خلاصه اعلامیه ی دعوت از مردم برای شرکت در تظاهرات را به من داد . دیروز من به همراه چند تن دیگر ازدانشجویان همیشه در صحنه ی ایرانی به محل مقرر رفتیم . باورم نمی شد.جمعیت زیادی ازمردم انگلیسی - در تمام سنین - جمع شده بودند و در حالی که بوش را اولین تروریست جهان می خواندند ، خواهان تخلیه نیروهای آمریکایی از خاک عراق و افغانستان بودند واز بوش می خواستند که دست از سر ایران بردارد. نکته جالب ديگر، پلیس انگلستان بودکه تمام منطقه را احاطه کرده بود تا کسی مزاحم تظاهرات کنندگان نشود و برنامه کاملامنظم انجام شود. در اینجا بود که من معنی کامل آزادی عقیده و بیان را فهمیدم. براتون یک عکس از تظاهرات گذاشته ام،اگر خوب دقت کنید شعارهایی به طرفداری از ایران را می بینید. در آخر هم از دانشجویان همیشه در صحنه ایرانی عکسی گذاشته ام تادانشگاه تهرانی بودنم را ثابت کنم.

  Image and video hosting by TinyPic