روانشناسی بچه ها
تو این مدت که وبلاگ مدیران هشتاد ایجادشده بچه ها مطالب زیادی نوشته اند. دیگه فکر کنم دست همه اومده که هرکس چه روحیه و طرز فکری داره و تو چه ژانری می نویسه. جالب اینکه بعضی هادست به قلم که می شن عالی می نویسن وبعضی دیگر بیشتر تو وبلاگ خواننده هستند تا نویسنده ولی در گردهم آئی ها بیشتر گوینده اند تا شنونده.بعضی هم که اینجا حضور فعال دارند اصلا تو گردهم آئی ها نمی آیند!!!(مثلا احسان ستاره که تو همه جلسات قبل از همه با باروبندیل اومده ولی تاحالا یه مطلب هم تو وبلاگ نذاشته!)
هروقت متن بچه ها تو وبلاگ نوشته می شه از طرز نوشتن وبیان احساسات و اصطلاحاتی که می نویسند می شه حدس زد نویسنده اش کی بوده.حالا ممکنه اول به چند نفر ظنین بشیم ولی تا آخر متن معمولا دست طرف رو می شه! ...
طبق تجربیات من, معمولا متن های انتقادی تند مملو از اصطلاحات فلسفی بالای لیسانس ژورنالیستی و ایده آلیستی و ناسیونالیستی و بازگشت به خویشتن خویش! مال آقا خباته!
اونهائی که از تجربه شخصی خودشون تو دانشکده,خیابان,محیط کار و عبرت از رویدادها و دعوت به تغییر نوع دیدگاه با زبونی خودمونی حرف می زنه مال نگاره
اونهائی که خیلی مثبت و مودب,از گروه 80 ای ها به عنوان بهترین و باحالترین دانشجویان حال حاضر ایران! تعریف کرده واز بودن با آنها افتخار می کنه کار آقای معصومیه!
مطالب احساسی یا غیرقابل پیش بینی که باید چند بار بخونی تا تازه بتونی فعل وفاعل و منظور نویسنده رو تشخیص بدی مال آقای عسگریه
(درضمن این علامت:
هم به وفور در نوشته های آن جناب یافت میشود)
متن های آرام وموقرانه و تشکرآمیز مال دوتا نسیبه هاست! (اونم بیشتر از وقت کمه و رودربایستی و گرنه دخترهای خیلی باحال و شیطونی هستند)
اگه از استاد های مطرح دنیا و کنفرانس و مقاله والمپیاد و دانشگاهها و سرنوشت اساتید سابق مون خبر یا انتقادی ناگهانی! نوشته بشه کار آقا مصطفی است
(معمولا هم مطالب در چند قسمت و دنباله داره و یکهو کل وبلاگو می گیره! خوب شد که از ایران رفت وگرنه بلاخره یه استاد ازش شکایت می کرد می گرفتنش این دوست ما(عروس خانم) بیچاره می شد! در ضمن معمولا ۲۴ ساعته آن لاینه ! ۳ سوته مطلب دو خطی رو ننوشتی ۶ خط نظر می ده! یه مدت هم اول ازدواج به اسم مریم و مصطفی از کانادا مطلب می نوشت که روح مریم هم از این موضوع خبر نداشت!
)
اگه مطلب سیاسی,شاعرانه و دعوت به اعتراض و حقوق زنان از سایتهای دیگر یا فی البداهه با عکس تاثرآمیز (نظیر پرنده زخمی و دست اتحاد) تو وبلاگ گذاشته بشه کار سحره
اگه شعرهای سخت یا با مضامین خفن جدیدباشه کار آقای پورمنده!(یادتان باشد از ایشان انتقاد نفرمائید
)
اگه یه مطلب هراز گاهی بدون ربطی به مطلب قبلی یکهو فی البداهه نوشته شد و به نظر نمی رسید کار مریمه کار خودشه
(چون ایشان هم از سال اول دانشگاه تا الان ۲۵۰۰ مود عوض کرده اند.خلاصه اگر تو کانادا دیدید رفت دکترای ادبیات خوند تعجب نکنید)
اگه اصطلاحات رایج حوزوی و فتوا یا احتیاط توش داشت که همه می دونن کار آقای شجاع دله!(معمولا در نوشته های ایشان رعایت ادب کامل شده و جوری می نویسند که به کسی برنخورد یا اگر قرار به اهدای جایزه ای به ۱نفر باشه ایشون جوری می نویسند که به همه ۶ تا جایزه برسد زیاد هم بیاید!)
متن های کپی پیست طنز یا شعرهای من درآوردی طنز وتبریک وتسلیت! که تو ابیاتش اسم بچه هابرده شده یکهو پشت سرهم نوشته می شه و بعد می ره تا 6ماه بعدهیچی نمی نویسه کار خودمه! ( این طور که خودمو شناختم نقطه و فاصله هم میون نوشته ها و شعر هام زیاد دارد.بدین صورت:................)
اگرهم هر از گاهی جلوی جدی ترینُ منطقی ترین و پرحرارت ترین مطلب وبلاگ یکهو یه مطلب کاملا بی ربط از مدیران سایر سایتها اومد که حتما یادت نره به وبلاگ من سربزنی یه محموله آهنگای خفن تازه دم برام رسیده معمولا اولین نظر در پاسخ به سوال جدی راحیله
(البته بعدش دوستان مثبت وبلاگ می آیند جلو و حتما از کار آن آقا انتقاد می کنند که به جای آموختن علم به آپلود فایل در وبلاگش مشغول است و کسانی چون من هم ممکن است هرآینه به وبلاگ مذکور جهت دانلود آهنگ در اداره سری بزنند!)
واما در نوشته ها و نظرات آقای کاوه (به درخواست دوستان اضافه گردید): معمولا همیشه ردپای عقل و منطق دیده می شود و ابائی ندارند که طرف دوست صمیمی شان باشد یا نه و ناگهان با جدیت تمام و بی رودربایستی با چند جمله كوتاه و مختصر مفيد از ایشان در قسمت نطرات انتقاد می کنند! (البته معمولا نظرشون منطقیه)
البته جادارد از دوستان ۸۰ ای دیگری یادکنم (که اخیرا دارد آمارشون با نرخ رشد سرسام آوری بالا می ره!) که هر از گاهی خبر ازدواج طلاق! استخدام انتقال ترفیع قبولی فارغ التحصیلی دستگیری! تولد نوزاد مهاجرت فرار و... ایشان به عنوان خبر اول از جانب سایر دوستان خوش ذوق روی وبلاگ نوشته می شه و سیل تبریک ها و پیام های ارسال شده هیچ گاه به دلیل عدم اطلاع از وجود چنین وبلاگ و چنین بچه هائی! به سمع و نظر ایشان نیز نمی رسد!!!
نوشته هاي بعدي مربوط مي شه به بچه هاي احتمالا ۸۱ اي يا ۸۲ اي كه با علاقه تمام)ودلخوري از هم كلاس هاشان كه چرا چنين وبلاگي ندارند( به طور پنهاني وبلاگ رو چك مي كنند و با اسامي يك انسان كنجكاو! يك مدير بيكار! ستاره از آسمان! درخت از زمين! و...در قسمت نظرات پيغام مي گذارند.من در همين جا از هيئت داوران خواهش مي كنم اينها را هم در وبلاگ عضو كنيم چه فرقي دارد ورودي چه سالي هستند مهم اينه كه هستند!
واما در مورد کیمیا: تا جائی که یادمه بیشتر در قسمت نظرات با زبان خودمونی با سایر بچه ها کل کل می کنه که مثلا: فلانی این چی بود گفتی؟! خودت ۲ سال پیش از تولد بچه ات ازدواج کردی هنوز شیرینی ندادی! می کشمت!...یا خودتو یادت رفته قبلا چه شکلی بودی از بقیه انتقاد می کنی؟!.... و این بحث ها تا جائی ادامه دارد که خودش یه بحث داغ و جنجالی و ۱۵تا نظرجدای از مطلب اصلی رو ایجاد می کنه!![]()
توضیح:
اول این مطلب رو در قسمت نظرات گذاشته بودم که به درخواست آقا مصطفی تو صفحه اصلی گذاشتم. ببخشید اگه به کسی برخورد. فقط خواستم کمی بخندیم چون طبق روانشناسی معمولا کسی بدش نمی آد هراز گاهی اسمش تو جمع برده بشه!!!خلاصه یه چیزی هم طلبکار شدم!!!
و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو...