روانشناسی بچه ها

 

تو این مدت که وبلاگ مدیران هشتاد ایجادشده بچه ها مطالب زیادی نوشته اند. دیگه فکر کنم دست همه اومده که هرکس چه روحیه و طرز فکری داره و تو چه ژانری می نویسه. جالب اینکه بعضی هادست به قلم که می شن عالی می نویسن وبعضی دیگر بیشتر تو وبلاگ خواننده هستند تا نویسنده ولی در گردهم آئی ها بیشتر گوینده اند تا شنونده.بعضی هم که اینجا حضور فعال دارند اصلا تو گردهم آئی ها نمی آیند!!!(مثلا احسان ستاره که تو همه جلسات قبل از همه با باروبندیل اومده ولی تاحالا یه مطلب هم تو وبلاگ نذاشته!)

 هروقت متن بچه ها  تو وبلاگ نوشته می شه از طرز نوشتن وبیان احساسات و اصطلاحاتی که می نویسند می شه حدس زد نویسنده اش کی بوده.حالا ممکنه اول به چند نفر ظنین بشیم ولی تا آخر متن معمولا دست طرف رو می شه! ...


طبق تجربیات من, معمولا متن های انتقادی تند مملو از اصطلاحات فلسفی بالای لیسانس ژورنالیستی و ایده آلیستی و ناسیونالیستی و بازگشت به خویشتن خویش! مال آقا خباته!


اونهائی که از تجربه شخصی خودشون تو دانشکده,خیابان,محیط کار و عبرت از رویدادها و دعوت به تغییر نوع دیدگاه با زبونی خودمونی حرف می زنه مال نگاره


اونهائی که خیلی مثبت و مودب,از گروه 80 ای ها به عنوان بهترین و باحالترین دانشجویان حال حاضر ایران! تعریف کرده واز بودن با آنها افتخار می کنه کار آقای معصومیه!


مطالب احساسی یا غیرقابل پیش بینی که باید چند بار بخونی تا تازه بتونی فعل وفاعل و منظور نویسنده رو تشخیص بدی مال آقای عسگریه(درضمن این علامت: هم به وفور در نوشته های آن جناب یافت میشود)

متن های آرام وموقرانه و تشکرآمیز مال دوتا نسیبه هاست! (اونم بیشتر از وقت کمه و رودربایستی و گرنه دخترهای خیلی باحال و شیطونی هستند)


اگه از استاد های مطرح دنیا و کنفرانس و مقاله والمپیاد و دانشگاهها و سرنوشت اساتید سابق مون خبر یا انتقادی ناگهانی! نوشته بشه کار آقا مصطفی است(معمولا هم مطالب در چند قسمت و دنباله داره و یکهو کل وبلاگو می گیره! خوب شد که از ایران رفت وگرنه بلاخره یه استاد ازش شکایت می کرد می گرفتنش این دوست ما(عروس خانم) بیچاره می شد!  در ضمن معمولا ۲۴ ساعته آن لاینه ! ۳ سوته مطلب دو خطی رو ننوشتی  ۶ خط نظر می ده! یه مدت هم اول ازدواج به اسم مریم و مصطفی از کانادا مطلب می نوشت که روح مریم هم از این موضوع خبر نداشت!)


اگه مطلب سیاسی,شاعرانه و دعوت به اعتراض و حقوق زنان از سایتهای دیگر یا فی البداهه با عکس تاثرآمیز (نظیر پرنده زخمی و دست اتحاد) تو وبلاگ گذاشته بشه کار سحره


اگه شعرهای سخت یا با مضامین خفن جدیدباشه کار آقای پورمنده!(یادتان باشد از ایشان انتقاد نفرمائید)


اگه یه مطلب هراز گاهی بدون ربطی به مطلب قبلی یکهو فی البداهه نوشته شد و به نظر نمی رسید کار مریمه کار خودشه(چون ایشان هم از سال اول دانشگاه تا الان ۲۵۰۰ مود عوض کرده اند.خلاصه اگر تو کانادا دیدید رفت دکترای ادبیات خوند تعجب نکنید)


اگه اصطلاحات رایج حوزوی و فتوا یا احتیاط توش داشت که همه می دونن کار آقای شجاع دله!(معمولا در نوشته های ایشان رعایت ادب کامل شده و جوری می نویسند که به کسی برنخورد یا اگر قرار به اهدای جایزه ای به ۱نفر باشه ایشون جوری می نویسند که به همه ۶ تا جایزه برسد زیاد هم بیاید!)

متن های کپی پیست طنز یا شعرهای من درآوردی طنز وتبریک وتسلیت! که تو ابیاتش اسم بچه هابرده شده یکهو پشت سرهم نوشته می شه و بعد می ره تا 6ماه بعدهیچی نمی نویسه کار خودمه! ( این طور که خودمو شناختم نقطه  و فاصله هم میون نوشته ها و شعر هام زیاد دارد.بدین صورت:................)


اگرهم هر از گاهی جلوی جدی ترینُ منطقی ترین و پرحرارت ترین  مطلب وبلاگ یکهو یه مطلب کاملا بی ربط از مدیران سایر سایتها اومد که حتما یادت نره به وبلاگ من سربزنی یه محموله آهنگای خفن تازه دم برام رسیده معمولا اولین نظر در پاسخ به سوال جدی راحیله(البته بعدش دوستان مثبت وبلاگ می آیند جلو و حتما از کار آن آقا انتقاد می کنند که به جای آموختن علم به آپلود فایل در وبلاگش مشغول است و کسانی چون  من  هم ممکن است هرآینه به وبلاگ مذکور جهت دانلود آهنگ در اداره سری بزنند!)

واما در نوشته ها و نظرات آقای کاوه (به درخواست دوستان اضافه گردید): معمولا همیشه ردپای عقل و منطق دیده می شود و ابائی ندارند که طرف دوست صمیمی شان باشد یا نه و ناگهان با جدیت تمام  و بی رودربایستی با چند جمله كوتاه و مختصر مفيد از ایشان در قسمت نطرات انتقاد می کنند! (البته معمولا نظرشون منطقیه)

البته جادارد از دوستان ۸۰ ای دیگری یادکنم (که  اخیرا دارد آمارشون با نرخ رشد سرسام آوری بالا می ره!) که هر از گاهی خبر ازدواج طلاق! استخدام  انتقال ترفیع قبولی  فارغ التحصیلی دستگیری! تولد نوزاد مهاجرت فرار و... ایشان به عنوان خبر اول از جانب سایر دوستان خوش ذوق روی وبلاگ نوشته می شه و سیل تبریک ها و پیام های ارسال شده هیچ گاه به دلیل عدم اطلاع از وجود چنین وبلاگ و چنین بچه هائی! به سمع و نظر ایشان نیز نمی رسد!!!

نوشته هاي بعدي مربوط مي شه به بچه هاي احتمالا ۸۱ اي يا ۸۲ اي كه با علاقه  تمام)ودلخوري از هم كلاس هاشان كه چرا چنين وبلاگي ندارند( به طور پنهاني وبلاگ رو چك مي كنند و با اسامي يك انسان كنجكاو! يك مدير بيكار! ستاره از آسمان! درخت از زمين! و...در قسمت نظرات پيغام مي گذارند.من در همين جا از هيئت داوران خواهش مي كنم اينها را هم در وبلاگ عضو كنيم چه فرقي دارد ورودي چه سالي هستند مهم اينه كه هستند!

واما در مورد کیمیا: تا جائی که یادمه بیشتر در قسمت نظرات با زبان خودمونی با سایر بچه ها کل کل      می کنه  که  مثلا: فلانی این چی بود گفتی؟! خودت ۲ سال پیش از تولد بچه ات ازدواج کردی هنوز شیرینی ندادی! می کشمت!...یا خودتو یادت رفته قبلا چه شکلی بودی از بقیه انتقاد می کنی؟!.... و این بحث ها تا جائی ادامه دارد که خودش یه بحث داغ و جنجالی  و ۱۵تا نظرجدای از مطلب اصلی رو ایجاد می کنه!

توضیح: 

اول این مطلب رو در قسمت نظرات گذاشته بودم که به درخواست آقا مصطفی تو صفحه اصلی گذاشتم. ببخشید اگه به کسی برخورد. فقط خواستم کمی بخندیم چون طبق روانشناسی معمولا کسی بدش نمی آد هراز گاهی اسمش تو جمع برده بشه!!!خلاصه یه چیزی هم طلبکار شدم!!!

تبریک پیوندی جدید!

 

به مناسبت پیوند مبارک میان دو عزیز هشتادی:

 

مصطفی و مریم ای دو میم مسگر مشهدی!!!

درمیان حلقه وصل مدیران

مهرتان درسینه هاتان ماندگار

عهدتان مردانه و مستانه باد!........

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت!  

                                   قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید،سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:
اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
 
قانون تعمیر:
بعد از این که دستتان حسابی روغنی شد،بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
 
 
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خزید.
 
قانون معذوریت:
اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
 
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
 
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.
 
قانون نتیجه:
وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.
 
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
 
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر می آیند.
 
قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.....!
 
منبع: funpatogh
 

روشنفكرى در 5 دقيقه !

  سلام ..... طنز زیر رو از یکی از سایتها پیدا کردم:

 

اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد!                

اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد  دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!

ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده!  ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!

غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت. يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد .مثال:

اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون  لعنت بفرستيد!  

مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي فرانسه زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!

هرجور شده با پیک یا قاچاقچی های انسان ! مال و اموالتونو حراج کنید و برید تو پمپ بنزین و دلیوری های خارج استخدام شوید.

                      

     

پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند. مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد ويك چرخ بدهيد .اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب معدنی سفارش بدهيد!

داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي!

 

قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!

 

از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! 

 

سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!

 

اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد.

اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!

 

ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! (رپ فارسی اون ور آب هم جواب میده). 

 

وقتي در مورد ريیس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي بوش" يا " پرزيدنت بوش"

 

يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!

 

و بلا خره  از جمله علائم مانيفست روشنفكري ...

خواندن كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت  از جمله كتب اربعه ي روشنفكران محسوب مي شوند.

سلام به همگی دوستان:

نماز و روزه هاتون قبول!....نمی دونم خبر دارید یا خیر؟! ...ولی مریم شوخی شوخی امسال کنکور دکترا شرکت کرد و جدی جدی قبول شد!!!....خلاصه پایان نامه هه رو هم یه جوری سرو ته اش رو هم آورد! و رفت دکترا....خواستم از هم اینجا بهش تبریک بگم و یادآوری کنم که سور قبولی فراموش نشود.(درغیر این صورت فقط باز از همین جا تبریک میشنوه!)...راستی اگر کسی از اسامی بقیه قبولی ها هم باخبره مارو بی خبر نگذاره....موفق باشید

 

"خدارا شکر......"

  

خدارا شکر او آمد

سلامت با گل و لبخند

شفا دادش خدا با ناله ها ی من

باورم نمی شود او زنده آمد!

داشت می مرد

خدارا شکر موثر شد

دعاهایم به احوالش... 

باورم نمی شود مثل گذشته 

هنوز هم خوش صدا بود

شعر می خواند و می آمد

هنوز شعری که می خواندم برای او

به یادش بود

بوی خوبش در فضا

با عطر گل بیداد می کرد

فروغ چشمهای خسته اش

جان داشت دیگر.... 

با خدایم نظر کردم

اگراوسالم بیاید من خودم را

فدایش می کنم

می روم و او را

رهایش می کنم

دگر اورا برای خود نمی خواهم

غرور سرکشم را

زیر پایم می گذارم.... 

دیدمش از دور

که می آمد به دیدارم

من از چشمان او پنهان و او

می گشت دنبالم

دیدمش با خنده می کرد صدایم:

که -من زندم می بینی؟!

-کجا رفتی؟!

مهم نیست برایت دیدن من؟

تا صدایش مرد وبا اندوه

برگشت به راهش..... 

زنده باشد هرکجا یی هست

مهم این است

مدتی می شوم نهان

فراموشم کند بهتر

که از دل می رود هرکه

زدیده دور باشد

من که با یادش خواهم بود

و خواهم سوخت

خوش باشد الهی او بدون من.... 

هراز گاهی  خبرهایی دورادور

از احوالش می پرسم

کجا رفته؟ وبا کی هست و می گردد؟!

رقیبم برده اورا یا هنوز؟!

هیچ، همین بس....  

دلم پر می زند برایش اما

دعای خیر من حافظ راهش

خدارا شکر درمان شد و از

بیماریش رست

من که باشم؟!

او همیشه باشد وبه جای من

 شاداب باشد...

 

                                                                              یاسمن24/9/84

معنی اصطلاحات رایج دکترها

سلام.این مطلب رو از یه سایتی گیر آوردم.به نظرم جالب اومد:

 بيماري شما بايد فوري درمان بشه:
يعني من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماري خيلي ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم!

خوب بگيد ببينم مشکلتون از کي شروع شد:
يعني من از بيماريتون چيزي نفهميدم و ايده‌اي ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخي به من بدين!

يک وقت ديگه از منشي براي آخرهاي اين هفته بگير:
يعني من امروز با دوستام دوره دارم، بايد برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهاي خوب و هم خبرهاي بد براتون دارم:
يعني خبر خوب اينه که من قراره يه ماشين جديد بخرم و خبر بد اينکه شما بايد پول اونو بدين!

من به اين آزمايشگاه اطمينان دارم بهتره آزمايشهاتون را اونجا انجام بدين:
يعني من 40 درصد از پول آزمايش بيماراني که به اونجا معرفي مي کنم را مي‌گيرم!

دارويي که براتون نوشتم داروي خيلي جديديه:
يعني من دارم يه مقاله علمي مينويسم و ميخواهم از شما مثل موش آزمايشگاهي استفاده کنم!

اگه تا يک هفته ديگه خوب نشديد يه زنگ به من بزنيد:
يعني من نمي دونم بيماريتون چيه شايد خود به خود تا يک هفته ديگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمايش تکميلي هم انجام بدين:
يعني من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه‌هاي آزمايشگاه بهتون کمک کنن!

ابن بيماري الان خيلي شايعه:
يعني اين چندمين مريضيه که اين هفته داشتم بايد حتما امشب برم سراغ کتابهاي پزشکي و درمورد اين بيماري مطالعه کنم!

اگه اين عوارض از بين نرفت هفته ديگه زنگ بزنيد وقت بگيرين:
يعني تا حالا مريضي به اين سمجي نداشتم خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام!

فکر نمي کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايده‌اي داشته باشه:
يعني من از فيزيوتراپيستها نفرت دارم نرخ‌هاي ما رو شکستن!

ممکنه يک کمي دردتون بياد:
يعني هفته پيش دو تا مريض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمي‌کنيد اين همه استرس روي اعصابتون اثر گذاشته باشه:
يعني من فکر مي کنم شما ديوونه هستين و اميدوارم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه‌هاي درمانتون رو باهاش قسمت کنم!

_________________

خواستن توانستن است(نمی تونی چون نمی دونی می تونی)...!


پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است



پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است





بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود



نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید

چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مناسبی برگزینید!!!!

تفاوتهای من و رئیسم

سلام.این مطلب رو من از یه سایتی  برداشتم:

وقتي من يك كاري را دير تمام مي كنم، من كند ھستم.
وقتي رئيسم كار را طول دھد، او دقيق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندھم، من تنبل ھستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندھد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دھم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دھم.
وقتي رئيسم اين كار را بكند، او ابتكار عمل بخرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او ھمكاري مي كند.
وقتي من اشتباھي كنم، من نادان ھستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت زدن ھستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من ھميشه مريض ھستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
وقتي من مرخصي بخواھم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد مي رفت چون خيلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام مي دھم، رئيسم ھرگز به خاطر نمي آورد.
وقتي من كار اشتباھي انجام دھم، رئيسم ھرگز فراموش نمي كند.

چند نکته...

سلام ...من سالهاست هرجا شعر یا جمله جالب و معنا داری می شنوم یادداشت می کنم. حالا چه حرف یه فیلسوف یا سیاستمداربزرگ باشه چه قسمتی از دیالوگ یه فیلم سینمایی عادی .تعدادشون چندهزارتایی هست ولی سعی می کنم هر دفعه چندتا از بهترین اونها رو بنویسم......مطمئن باشید اگراین جملات به درداظهار فضل درجمع فلاسفه و دوستان!یا دادن مرجع برای صحبتی که می کنید نخورد لااقل تکراری نیست:

• شجاع به خاطرشجاعتش وترسو به خاطر ترسش بلاخره روزی گرفتار خواهند شد.
• سکوت آدمهای ترسو علامت رضایته.
• همیشه آخرین نفر جور همه چیز رو می کشه.
• وقتی آدمها زیاد حرف می زنن می خوان موضوع اصلی رو پنهان کنن.
• آدمهایی که زیادی احساساتشون رو بروز می دن دروغگو و دورو هستند.
• مردم عادت دارن از کسی که گاهی کار خارق العاده ای می کنه بیشتر تجلیل کنن تا کسی که همیشه خوبه.
• فراموش کردن هم جزوی از دوست داشتنه.
• چیزی که به نظرتون خوشمزه میاد ممکنه براتون سم باشه.
• ازدواج اجباری و عشق ناگهانی محکوم به فناست.
• انگار وقتی می بینی آرزوت داره برآورده می شه همه چیز یه دفعه دلتو می زنه.
• ریشه خیلی از اختلافات سوتفاهمه چون دو طرف نمی خوان حرفاشونو رک به هم بگن.
• صداقت وقتیه که حرفت با عملت بخونه.
• وقتی کسی چیزی رو می دونه ودونستن اون رو انکار می کنه یعنی خیلی هم براش مهمه که از گفتن اون وحشت داره.
• هر انتخابی قیمتی داره.
• هر چیزی رو می شه خرید و فروش کرد فقط قیمتها متفاوته.
• عشق یعنی تا لحظه آخرکنار هم موندن...

دوست معمولي، دوست واقعي


دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تو را ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.

دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.

دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.

دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟

دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.

دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکند و منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.

دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.

دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.....
می دونم که هرکدوم از ما با خوندن این متن یاد یکی از دوستای خوبمون میفتیم...پس اگه ما هم دوست واقعی اون هستیم قدرشو بدونیم....

مدیران بعد از این!

شعرزیر سال 82 در اولین شماره نشریه طنز مدیر بعدازاین چاپ شد که به مناسبت سالگرد وبلاگ آپدیتش کردم:

قراره که بعدازین مدیربشم
قراره که پشت میز نشین بشم
کنترل پروژه.مدیریت.حسابرسی
همرومی دم به اون حسابدارای لعنتی
دوردنیا الکی ماموریت جور می کنم
کنفرانس کشک و دوغ هرجاباشه باید برم
هرچی از کیش ودبی ایتالیا بار می کنم
میارم اینجا و صد برابرش آب می کنم
***
مالیاتو نمی دم سود می کنم پولارو پارو می کنم
تازنم زنگ بزنه فوت می کنم موبایلو خاموش می کنم
میخرم یک الگانسوپشت رل باد می کنم
توی جردن که میرم ویراژ وتیکاف می کنم
***
آخرش زمین بیام هوا برم
اولش باید لیسانسو بگیرم چیکار کنم؟
نمره صفرپژوهش رو چطوری ده کنم؟
چطوری اینهمه درسو بخونم پاس بکنم؟!
یکی از دخترامون چندروزه که جزوه می خواد
بهتره جزوه بدم تملقش رو بکنم
بلکه تو شرکت باباش یه کاری جور بکنه
یا که تو تولدش بنده رو مهمون بکنه
دامادرئیس بشم بعدهم رئیس اون بشم
صاحب کارخونه و وارث پست اون بشم
***
اینچنین است که این مدیرک یک لا قبا
میشه کله گنده میرسه به بالا بالا ها
گرشمامثل منید یا که خواهان موفق شدنید
متن خودراتوی وبلاگ بذارید!
نقشه گنج شما وبلاگ یکساله ماست
تارسی از موتور تلاش به بنز الگانس....





ساعتی بودیم رودرروی هم
هردو آرام خموش
هردوسرتا پا گوش
هریکی منتظر صحبت غیر
تشنه تکلمی ساده زدل
چشم در چشمان هم
خیره به هم
رازها می گفت اشکهامان به هم....
***
من نگاهم پر از اندوه فراق
تو دلت پرزتمنای وصال
دردمان هردویکی وآرزوها مشترک
هردومان به فکرهم اما غروری بی سبب
تو نمی خواستی اقرار کنی
ومن اصرار که انکار کنم....
***
یاس در دلهایمان نشسته بود
درامید به رومان بسته بود
هردو دل آزرده و زار رفتیم راه خود
هردو مردیم نپرسیدیم ز خود
که چه را می خواستیم ثابت کنیم؟!
که چه می خواستیم ما از جان خود؟!......
21 /83/4
همیشه سکوت گویا ونشانه رضایت نیست همونطور که خاموشی دلیل فراموشی نیست..بعضی وقتها صبر زیادی باعث اتلاف وقت و ازبین رفتن فرصت می شه....

خبراین بود:

خبر امروزهمین بود:یکی خود را کشت
خبر این بود که یک عاشق مرد
خبر این بود که یک غنچه سرخ
ناگهان زرد شد از ریشه فسرد
دختری دیشب مرد....
***
کس ندانست بر او لحظه آخر چه گذشت
کس ندانست چه شد کز خیر این دنیا گذشت؟!
کس ندانست ونمی خواست بداند که چرا خود را کشت
همه کرد ند بر این حادثه پشت
وخبر در بین صدها خبرریزو درشت
در میان بازی مرگ سیاست پیشگان
گم شد و مرد.......
یاسمن82/5/17